عبد الحسين نوايى

218

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

به موجب مادهء 4 قانون حكومت‌نظامى ، به عنوان اخلال امنيت و ارتباط با دشمنان مشروطيت ، محكوم به اعدام به وسيلهء دار شده بود نجات داد . يفرم در اجراء وظايف خود حيران مانده بود . هيئت وزراء از طرفى صورت اسامى مستبدين را مىداد كه توقيف شوند و از طرفى سپهدار اعظم جلوگيرى مىكرد . يپرم هم مىترسيد مبادا ، در صورت سرپيچى از حكم سپهدار ، وى روحانيون را بر ضد او كه ارمنى بود بشوراند . غير از سپهدار ، دو نفر وزير ديگر او نيز ، معاون الدوله و محتشم السلطنه ، هم در كار اخلال مىكردند و كم‌كم سر و صداى مردم درآمد . تا اين‌كه محمد على ميرزا تلگرافى براى سپهدار كرد به اين مضمون كه حكومت تهران را قبضه كنيد و تا ورود من مشغول تنظيم امور باشيد . سپهدار شايع كرد كه در جواب ، من تلگراف كردم « ملت هيچگاه زير بار حكمرانى شما نخواهد رفت » . ولى مردم كه كم‌وبيش بوئى برده و هرگز باور نكرده بودند ، از تلگراف محمد على ميرزا و خطاب او به سپهدار بيشتر عصبانى شدند و تحقيق بيشترى ثابت كرد كه معاون - الدوله و محتشم السلطنه هم از رئيس الوزرا كم نيستند و به‌تدريج علنا ، بين اين سه نفر با چهار وزير ديگر كه دموكرات يا متمايل به دموكراتها بودند ، در جلسات كابينه نزاع درگرفت و مطلب از جلسات هيئت وزراء درز كرده به خارج سرايت كرد و وكلاى مجلس كه حقا نمايندهء تمايلات و افكار عمومى بودند با اكثريت تامه رأى عدم اعتماد به سپهدار و محتشم السلطنه داده ( روز 28 رجب ) هيئتى را نزد نايب السلطنه فرستادند تا آن دو را وادار به استعفا كند و بدين‌ترتيب كابينهء ائتلافى از ميان رفت و سپهدار ديگر تا سال 1334 قمرى كه مصادف با جنگهاى بين المللى بود نتوانست پست رياست وزراء را تصرف كند . تدابير دفاعى حملهء سه‌طرفهء محمد على شاه مخلوع و سالار الدوله برادرش براى دولت جوان مشروطه ، كه با وجود تمام كارشكنىهاى خارجى ، مىخواست گليم خود را از آب